نویسنده: مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا
جنگ تعرفهای میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین، که از سال ۲۰۱۸ آغاز شد، فراتر از یک مناقشه تجاری ساده است. این نبرد، نمایانگر رقابت گستردهتر برای سلطه اقتصادی و ژئوپلیتیکی در قرن بیست و یکم است. این مناقشه، که با اعمال تعرفههای متقابل بر واردات کالاهای دو کشور آغاز شد، به سرعت به یک میدان نبرد برای فناوری، سرمایهگذاری و نفوذ جهانی تبدیل شد.
ریشههای مناقشه و اهداف ترامپ
ریشههای این مناقشه را میتوان در چندین عامل کلیدی جستوجو کرد، که اهداف ترامپ در آغاز این جنگ را نیز روشن میکند:
۱- عدم تعادل تجاری و “آمریکا اول”:
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری وقت آمریکا، با شعار “آمریکا اول” به دنبال کاهش کسری تجاری قابل توجه با چین بود. او پکن را به اتخاذ سیاستهای تجاری ناعادلانه، از جمله سرقت مالکیت معنوی، یارانههای دولتی و دستکاری نرخ ارز، متهم میکرد.
هدف ترامپ، بازگرداندن مشاغل تولیدی به آمریکا و تقویت صنایع داخلی بود. او معتقد بود که تعرفهها، شرکتهای آمریکایی را تشویق میکند تا تولید خود را به داخل کشور منتقل کنند.
۲ – رقابت فناوری و امنیت ملی:
چین به سرعت در حال تبدیل شدن به یک قدرت فناوری جهانی است و در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، ۵G و نیمهرساناها، با ایالات متحده رقابت میکند.
واشینگتن نگران بود که پیشرفتهای فناوری چین، امنیت ملی و مزیت رقابتی اقتصادی آمریکا را تهدید کند. ترامپ، به ویژه، به دنبال محدود کردن دسترسی چین به فناوریهای پیشرفته آمریکایی بود.
۳- ژئوپلیتیک و مهار چین:
جنگ تعرفهای، بخشی از یک رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر میان ایالات متحده و چین بود. دو کشور بر سر نفوذ در آسیا، آفریقا و سایر مناطق جهان رقابت میکنند. هدف ترامپ مهار قدرت رو به رشد چین و حفظ برتری جهانی آمریکا بود. او معتقد بود که تعرفهها، اهرمی برای فشار بر چین و تغییر رفتار آن هستند.
۴- مغایرت با قوانین سازمان تجارت جهانی
اقدامات ترامپ در اعمال تعرفههای یکجانبه، با اصول سازمان تجارت جهانی (WTO) مغایرت داشت. سازمان تجارت جهانی بر مبنای قوانین و مقرراتی است که به منظور ایجاد یک سیستم تجارت بین المللی منصفانه و قابل پیش بینی ایجاد شده است. اعمال تعرفه های یکجانبه مغایر با اصل عدم تبعیض است که یکی از اصول کلیدی سازمان تجارت جهانی است.
کشورهای مختلف از جمله چین، اقدامات آمریکا را نقض قوانین سازمان تجارت جهانی قلمداد کردند و رسیدگی به این موضوع در چارچوب سازمان تجارت جهانی را خواستار شدند.
این اقدامات، نظام تجارت چندجانبه را به چالش کشید و نشان داد که قدرتهای بزرگ میتوانند قوانین بینالمللی را نادیده بگیرند.
چرا چین دست به اقدام متقابل زد؟
چین در مواجهه با تعرفههای یکجانبه آمریکا، به دلایل مختلفی دست به اقدامات متقابل زد:
۱- حفظ منافع ملی:
هدف اصلی چین، حفاظت از منافع اقتصادی خود و جلوگیری از آسیب دیدن صنایع داخلیاش بود. تعرفههای آمریکا، صادرات چین را تحت تاثیر قرار میداد و میتوانست به از دست رفتن مشاغل و کاهش رشد اقتصادی منجر شود.
۲- نمایش قدرت و عزم:
چین با اقدامات متقابل، نشان داد که در برابر فشارهای آمریکا تسلیم نخواهد شد و از توانایی لازم برای پاسخگویی برخوردار است. این اقدام، پیامی به آمریکا و سایر کشورها بود که چین آماده است از منافع خود دفاع کند.
۳- ایجاد اهرم فشار:
چین امیدوار بود که با اعمال تعرفههای متقابل، آمریکا را به مذاکره و رسیدن به توافقی منصفانه ترغیب کند. این اقدامات، اهرمی برای فشار بر آمریکا و تغییر رفتار آن بود.
۴- حفظ نظام تجارت چند جانبه:
چین با انجام اقدامات تلافی جویانه در مقابل آمریکا، در عمل به دنیا نشان داد که به قوانین بین المللی پایبند است و در مقابل یک جانبه گرایی دیگر کشورها خواهد ایستاد.
رویکرد چین در قبال سازمان تجارت جهانی
در کنار اقدامات متقابل، چین از سازوکارهای سازمان تجارت جهانی نیز برای دفاع از حقوق خود استفاده کرده است:
طرح شکایت:
چین چندین بار از آمریکا در سازمان تجارت جهانی به دلیل اعمال تعرفههای غیرقانونی شکایت کرده است. این اقدامات، نشان دهنده تعهد چ از سازوکارهای قانونی برای حل اختلافات است.
تاکید بر قوانین سازمان تجارت جهانی:
چین همواره بر اهمیت رعایت قوانین سازمان تجارت جهانی و حفظ نظام تجارت چندجانبه تاکید کرده است. این کشور، آمریکا را به نقض قوانین سازمان تجارت جهانی متهم کرده و از سایر کشورها خواسته است که از این نظام حمایت کنند.
استفاده از سازوکارهای حل اختلاف:
چین در تلاش است که از سازو کارهای حل اختلاف سازمان تجارت جهانی برای حل اختلافات خود با آمریکا استفاده کند.
پیامدهای جنگ تعرفهای
جنگ تعرفهای پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته است:
اختلال در زنجیره تامین: تعرفهها، زنجیرههای تامین جهانی را مختل کرده و هزینههای تولید را افزایش دادهاند. بسیاری از شرکتها مجبور شدند به دنبال تامینکنندگان جایگزین در کشورهای دیگر باشند.
کاهش رشد اقتصادی: جنگ تعرفهای، رشد اقتصادی در هر دو کشور و در سطح جهانی را کاهش داده است. افزایش هزینهها و عدم اطمینان، سرمایهگذاری و تجارت را محدود کرده است.
افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی: این مناقشه، تنشهای ژئوپلیتیکی میان ایالات متحده و چین را افزایش داده و خطر درگیریهای بیشتر را افزایش داده است. رقابت برای نفوذ در مناطق مختلف جهان تشدید شده است.
تاثیر بر مصرف کنندگان: در نهایت مصرف کنندگان در هر دو کشور هزینه های بیشتری بابت خرید کالاها پرداخت میکنند.
تحلیل و چشم انداز
جنگ تعرفه ای آمریکا و چین، فراتر از یک مناقشه اقتصادی صرف، نمایانگر رقابتی عمیقتر برای سلطه جهانی است. این جنگ، پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی، روابط بینالمللی و آینده نظم جهانی خواهد داشت.
این جنگ، نیاز به یک سیستم تجاری چندجانبه قویتر را برجسته میکند که بتواند به اختلافات تجاری به طور عادلانه و مؤثر رسیدگی کند.
لازم به ذکر است که سیاست های اتخاذ شده توسط ترامپ ایجاد تغییرات در روند تجارت جهانی را باعث شد. این تغییرات، به نحوی پیامدهای بلندمدت را برای ساختار اقتصادی بینالملل ایجاد کرده است.
در پایان، جنگ تعرفهای آمریکا و چین، یک پدیده پیچیده و چندوجهی است که تأثیرات گستردهای بر اقتصاد جهانی و روابط بینالمللی دارد. تحلیل دقیق این مناقشه، برای درک بهتر پویاییهای قدرت در قرن بیست و یکم ضروری است.